X
تبلیغات
رایتل
پنج‌شنبه 1 مهر‌ماه سال 1389
در خانه مدیران جهانی چه می گذرد؟

واقعا با توجه به رفاه و امنیت و بهداشت و وضعیت اجتماعی بسیار خوبی که در کشورمان برقرار شده است باید ما برویم فکر دنیای آخرتمون را بکنیم. باید برویم در مدیریت جهانی شرکت کنیم. به کشورهای فقیر و بدبخت کمک کنیم و برای رفع مشکلات آنها کمکهای بشردوستانه ارائه دهیم. 

حادثه زیر را به نقل از روزنامه خراسان بخوانید ولی یهو فکر نکنید این خبر مربوط به ایرانه! اگر هم باشد حکماً مربوط به تاریخ قبل از سال 84 (تا 2500 سال پیش) میشود.

اعترافات تکان‌دهنده ناپدری در قتل دخترخوانده‌اش

خراسان ـ

عقربه های ساعت حدود
۷ بعدازظهر بیست و هشتم مرداد ماه را نشانه رفته بودند که جوانی هراسان و در حالی که پیکر بی جان دختری نوجوان را بر روی موتورسیکلت گذاشته بود وارد بیمارستان خیریه امام سجاد(ع) واقع در منطقه گلشهر مشهد شد.
او در حالی که سر و صدا می کرد پیکر دختر
۱۲ ساله را بر روی تخت اورژانس انداخت و به کادر درمانی گفت: با موتورسیکلت در حال عبور از بولوار بودم که زنی مرا متوقف کرد و گفت: دخترم تصادف کرده است او را به بیمارستان برسان من هم بلافاصله پیکر دختر را روی موتورسیکلت گذاشتم و به این جا آوردم.
کادر پزشکی بیمارستان بلافاصله مشغول معاینه دختر شدند اما او دقایقی قبل جان خود را از دست داده بود. لباس های کهنه و آثار شکنجه و کتک کاری که بر روی بدن متوفی بود حکایت از آن داشت که ماجرا چیزی غیر از تصادف است.وقتی پرسنل بیمارستان به دنبال جوانی گشتند که دختربچه را به بیمارستان آورده بود اثری از او نیافتند بنابراین موضوع را با تلفن
۱۱۰ به نیروهای انتظامی اطلاع دادند.
دقایقی بعد نیروهای گشت به همراه عوامل تجسس کلانتری گلشهر به بیمارستان رفتند و با مشاهده جسد دختری که هیچ کس برایش گریه و زاری نمی کرد مراتب را به قاضی علی اکبر صفائیان (قاضی ویژه قتل عمد) اطلاع دادند. شب پرده سیاه خود را بر روی شهر پهن کرده بود که مقام قضایی به همراه کارآگاهان شعبه جنایی آگاهی و تیم تشخیص هویت عازم بیمارستان شدند اما هیچ کس از هویت دختر و فردی که او را به بیمارستان منتقل کرده بود اطلاعی نداشت.آثار ضرب و جرح و کبودی که تقریبا در تمام نقاط بدن دختر بچه بود حکایت از آن داشت که این دختر شکنجه های بسیاری را تحمل کرده است شکستگی در جمجمه وی نیز نشان می داد که ضربه سختی به سر دختر وارد شده است. این گزارش حاکی است: مقام قضایی پس از انجام تحقیقات مقدماتی دستور داد تا جسد به پزشکی قانونی حمل شود.
دستگیری متهم به قتل

به دنبال وقوع این جنایت کارآگاهان تجسس نیز به دستور سرگرد رضاپور(فرمانده کلانتری گلشهر) تحقیقات پلیسی خود را برای شناسایی هویت مقتوله و شناسایی فرد فراری آغاز کردند.
کارآگاهان با آموزش شیوه های پلیسی به نگهبانان بیمارستان از آن ها خواستند تا در صورتی که مورد مشکوکی را درباره این حادثه مشاهده کردند موضوع را به آن ها اطلاع دهند ساعاتی بعد تلفن همراه یکی از ماموران تجسس کلانتری به صدا درآمد و نگهبان بیمارستان اطلاع داد که
۲ مرد جوان به بیمارستان مراجعه کرده اند و درباره وضعیت دختر مذکور سوالاتی می پرسند ماموران تجسس در پی این تلفن بلافاصله عازم بیمارستان شدند و ۲ جوان را که یکی از آن ها افغانی بود و ادعا می کرد پدر «شکوفه» (مقتوله) است را دستگیر و به کلانتری هدایت کردند.
مرد جوان به ماموران گفت: همسرم پس از متارکه با من با جوان دیگری به نام داود ازدواج کرده و دخترم نیز نزد آن ها زندگی می کرد اما ساعتی قبل به من اطلاع دادند که دخترم تصادف کرده و در بیمارستان بستری است. من هم به همراه باجناقم به بیمارستان آمدم تا از وضعیت او اطلاع پیدا کنم.
این گزارش است: با شناسایی هویت مقتوله و اطلاعاتی که ماموران از
۲ جوان یاد شده به دست آوردند موفق شدند منزل جوان فراری را که ناپدری مقتوله بود شناسایی کنند. با توجه به اهمیت ماجرا قاضی ویژه قتل عمد شخصا به همراه ماموران تجسس به منزل جوان فراری رفت اما هیچ کس در منزل نبود قاضی صفائیان دستور داد تا ماموران برای بازرسی به این منزل وارد شوند.
در بازرسی های انجام شده سند یک تلفن همراه کشف شد که با پی گیری آدرس قید شده بر روی سند و انجام یکسری فعالیت های اطلاعاتی ، منزل پدر و مادر متهم فراری شناسایی و آن ها نیز به کلانتری دعوت شدند. پس از گذشت حدود
۲ روز از ماجرای قتل، زن جوانی که مدعی بود مادر شکوفه است و درزمان وقوع حادثه در کمپ ترک اعتیاد به سر می برده وارد کلانتری شد تا بداند چه حادثه ای برای دخترش اتفاق افتاده است. ماموران انتظامی با اطلاعاتی که از این زن گرفتند موفق شدند متهم فراری را در منزل یکی از بستگانش و در یک عملیات غافلگیرانه دستگیر کنند.اعتراف ناپدری به قتل

این جوان که حدود
۲۴ سال سن دارد در بازجویی های انجام شده به ضرب و جرح و کتک کاری دختر خوانده اش اعتراف کرد و گفت: او کریستال مصرف می کرد و من مخالف بودم بنابراین او را کتک می زدم. روز حادثه نیز وقتی سر او را با لگد به دیوار کوبیدم بی هوش شد که او را با موتورسیکلت به بیمارستان رساندم و خودم از ترس فرار کردم.بازسازی صحنه جنایت

این گزارش حاکی است: ظهر روز گذشته در حالی که دستبندهای آهنین قانون بر دستان ناپدری متهم به قتل گره خورده بود او وارد منزل اجاره ای شد که در آن دختر
۱۲ ساله را به طرز فجیعی کشته بود.
متهم به قتل که در حضور مقام قضایی و کارآگاه احسان حسن نژاد (افسر پرونده) به تشریح چگونگی ماجرا پرداخته بود گفت: او مواد کشیده بود و زرداب بالا می آورد من ابتدا حدود
۲۰ ضربه با مگس کش او را زدم وقتی کنار دیوار حمام نشست با لگد محکم سرش را به دیوار کوبیدم اما او هنوز زنده بود چون به من گفت: کمی آب بده! وقتی به او آب دادم باز هم حالش به هم خورد و بی هوش شد که او را به بیمارستان بردم و به دروغ گفتم تصادف کرده است.
وی ادامه داد: من همیشه او را تنبیه می کردم اما روز حادثه وقتی وارد منزل شدم دیدم چیزی را پشت آبگرمکن انداخت فهمیدم که او مواد مصرف کرده است. متهم که خود نیز به مواد مخدر اعتیاد داشت افزود: دخترم درس نمی خواند چون شوهر اول همسرم افغانی بود و او شناسنامه نداشت تا به مدرسه برود البته من شوهرسابق همسرم را
۲ بار دیده بودم اما او را نمی شناختم. همسرم می گفت: من با او ازدواج ناموفقی داشتم او یک بار مرا در کنار جاده رها کرد و رفت و به همین دلیل او را ترک کردم.گفت و گو با متهم به قتل

داود که با بی رحمی و سنگدلی دختر خوانده اش را به قتل رسانده و به آرامی و بدون نگرانی به سوالات مقام قضایی پاسخ می داد در گفت وگویی کوتاه درباره وضعیت زندگی خود گفت: من تا کلاس دوم راهنمایی درس خواندم و پس از آن به دلیل فقر مالی و مشکلات زندگی ترک تحصیل کرده و به دنبال کارگری رفتم پس از گذشت مدتی در یک آرایشگاه شاگردی کردم تا این که به خدمت سربازی رفتم در دوران خدمت و بر اثر رفاقت با دوستان دوران سربازی به مصرف مواد مخدر گرایش پیدا کردم و معتاد شدم.
پس از آن که دوران سربازی به اتمام رسید و به مشهد آمدم، با زنی آشنا شدم که برای استعمال مواد مخدر نزد او می رفتم او هم معتاد بود و ما با یکدیگر انس گرفتیم تا آن که با هم ازدواج کردیم او می گفت: با همسرش متارکه کرده است و از او دختری دارد که پس از آن دختر او هم نزد ما آمد که بعد فهمیدم این دختر هم معتاد است و مواد خود را نیز از بستگان مادرش تامین می کند.
داود که اکنون پسر
۵/۱ ساله ای نیز دارد اضافه کرد: چند بار شکوفه را برای ترک به کمپ ترک اعتیاد بردم اما هر بار پس از مراجعه به منزل دوباره مواد مخدر استعمال می کرد بار آخر نیز به همراه مادرش برای ترک اعتیاد رفتند اما او زودتر از مادرش از کمپ خارج شد و روز حادثه نیز مادر او در کمپ ترک اعتیاد بود.
این گزارش حاکی است : مادر مقتوله اعلام کرده است که از متهم به قتل دخترش شکایتی ندارد و پدر افغانی او نیز گفته که باید در این باره فکر کند و بعدا تصمیم می گیرد.