X
تبلیغات
رایتل
چهارشنبه 14 مهر‌ماه سال 1389
برای مُفی فاهای دست

بچه هایی که تازه زبون میان تا مدتها با اختراعات زبانی خودشان باعث خنده و شادی پدر و مادر و اطرافیان می شن. 

آناهیتای ما هم از این شیرین کاریها زیاد می کنه. 

چند روز پیش داشتم علوم اول دبستان را بهش یاد می دادم. ۵ سالشه ولی دارم زودتر بهش یاد می دم. 

رسیدم به موضوع میکروب و مریضی و واکسن. 

ازش پرسیدم می دونی واکسن چیه؟  در حالی که جای سوزن روی بازویش را نشان می داد گفت: آره. واکسن همونیه که خیلی درد داره جاشم می مونه. ایناهاش.  

در حالی که داشتم توی دلم به این بهداشتیا بدوبیراه می گفتم که آخه چه سرنگی استفاده می کنند که اینجوری ردش روی پوست بچه می مونه بهش گفتم: آفرین! آره. درست گفتی. ولی می دونی برای چی واکسن می زنن؟ 

شیطون بلا اول مکثی کرد و بعد یه ژست دانشمندانه ای به خودش گرفت و گفت: برای مُفیفاهای دست!!!! 

پرسیدم: چی؟ برای چی؟؟؟؟

دوباره با همون ژست روشنفکرانه اش گفت: برای مُفیفاهای دست!!!!   

از خنده روده بر شدم. 

یه چیزی می خواست بگه تو مایه اینکه: برای دست مفیده! ولی هنوز درست معنی کلمه مفید را هم نمی دونست خلاصه با خودش فکر کرده بود حالا از این کلمات قلنبه سلنبه ای که شنیدیم می گیم بلکه یه آفرینی چیزی دریافت کنیم.   

 

راستی امروز روز تولدم بود.  

اولین کسی که بهم این روز رو تبریک گفت سیستم اتوماتیک همراه اول بود! 

این دنیای ماشینی دیجیتالی هم واقعا مسخره است نه!!! 

البته حالا کاچی به از هیچیه. باز خدا را شکر یه سیستم اتوماتیک وجود داره !!